هر که بر رو چو سپر زخم تواند برداشت پشت بر معرکۀ جنگ نمیگرداند
این بیت از سالک قزوینی و یک بیت از غزلی از وی است که در پایان متن، این غزل رو به صورت کامل مینویسیم.
محمدابراهیم سالک قزوینی، از شاعران قرن 11 هجری و دورۀ صفویه و متولد قزوین است. سفرهایی به هند و کشمیر داشته و با شاعران برجستهای همچون کلیم کاشانی و قدسی مشهدی آشنا شده و معاشرت داشته است. به همین سبب، سبک اشعار وی، سبک هندی است.
یک نمونۀ دیگر از ابیات زیبای سالک قزوینی این بیت است:
بر لب من خندۀ او، مهر خاموشی شکست چون شود شکرشکن طوطی سخنگو میشود
و اما غزل کاملی که بیت اول این متن از آن گرفته شده است:
گل یکرنگی ما رنگ نمیگرداند هرگز این شیشه رخ از سنگ نمیگرداند
میکنم زخم تو را بسکه بر اعضا تازه ناخنم پیرهن رنگ نمیگرداند
هر که بر رو چو سپر زخم تواند برداشت پشت بر معرکۀ جنگ نمیگرداند
نیست اشک غرضآلود حریف دل او آب باریک هوس سنگ نمیگرداند
پشت و روی ورق نالۀ عشاق یکیست نغمۀ راستی آهنگ نمیگرداند
تا ز خون دل من دامن افلاک تر است چرخ آیینۀ بیزنگ نمیگرداند
«سالک» از کسب هنر دست کشیدم که فلک روزی بیهنران تنگ نمیگرداند
پستهای مرتبط
9 شهریور 1405
نماند ناز شیرین بی خریدار
نماند ناز شیرین بی خریدار اگر خسرو نباشد کوهکن هست تحلیل و بررسی بیت ماندگار حاجت شیرازی بیت مشهور «نماند ناز شیرین بی خریدار / اگر خسرو نباشد، کوهکن هست» از آقا یادگار شیرازی، متخلص...
22 تیر 1405
دلم زنده به عشق است
من نیز چو خورشید دلم زنده به عشق است راه دل خود را نتوانم که نپویم فریدون مشیری
22 تیر 1405
به ما بازگردد کلاه مهی
که گردون نگردد بهجز بر بهی به ما بازگردد کلاه مهی فردوسی فردوسی در شاهنامه در بخش ضحاک، کاوهٔ آهنگر و درفش کاویانی و ساخته شدن گرز گاوسر این...
1 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
بهبه. بسیار زیبا