زبان مشترک، حلقۀ پیوند مردم و حافظۀ تاریخی یک ملت
مردم یک سرزمین ممکن است در آبوهوا، خوراک، موسیقی، رسمها و حتی زبان مادری با یکدیگر تفاوت داشته باشند اما برای آنکه بتوانند تجربههایشان را با هم در میان بگذارند، دربارۀ مسائل مشترک گفتوگو کنند و از میراث فرهنگی یکدیگر بهره ببرند، به راهی برای ارتباط نیاز دارند. زبان مشترک یکی از مهمترین راههای ساختن این پیوند است. پلی میان آدمهایی که شاید در زندگی روزمره به شیوههای گوناگون سخن بگویند، اما میخواهند حرف یکدیگر را بفهمند.
زبان، چیزی فراتر از وسیلۀ سخن گفتن
زبان فقط مجموعهای از واژهها و قواعد نیست. انسان با زبان فکر میکند، پرسش میسازد، دانستههایش را منتقل میکند و تجربههای فردی و جمعی را به خاطر میسپارد. قصهای که مادربزرگ برای نوهاش تعریف میکند، توضیح معلم در کلاس، گفتوگوی پزشک و بیمار و کتابی که اندیشهای را از قرنی به قرن دیگر میرساند، همه به زبان وابستهاند.
زبانها در طول تاریخ شکل گرفتهاند و با زندگی مردم تغییر کردهاند. هر زبان یا گویش نیز میتواند حامل تجربهها، واژهها و نگاههایی باشد که در جای دیگری به همان صورت وجود ندارند. با این همه، در جامعهای که مردم آن با زبانها و گویشهای گوناگون سخن میگویند، داشتن یک زبان مشترک میتواند ارتباط فراتر از خانواده، شهر و منطقه را آسانتر کند.
چرا یک کشور به زبان رسمی و مشترک نیاز دارد؟
در کشوری گسترده، همۀ مردم لزوماً زبان مادری یا گویش یکسانی ندارند. اگر قرار باشد هر فرد فقط با کسانی ارتباط برقرار کند که زبان محلی او را میدانند، بخشی از ارتباطهای آموزشی، اداری، علمی و اجتماعی دشوارتر میشود. زبان رسمی و مشترک میتواند زمینهای فراهم کند تا شهروندان مناطق مختلف، بدون آنکه ناچار باشند زبان مادری خود را کنار بگذارند، در فضای عمومی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.
این زبان در مدرسه، دانشگاه، رسانهها، اسناد عمومی و بسیاری از موقعیتهای مشترک نقش مهمی دارد. دانشآموزی که از استانی به استان دیگر میرود، مسافری که در شهری ناآشنا راه میپرسد، متخصصانی که از نقاط مختلف کشور کنار هم کار میکنند و یا بیماری که برای درمان به پزشکی در شهری دیگر مراجعه میکند، با دانستن زبان مشترک راه ارتباط را آسانتر پیدا میکنند.
البته زبان مشترک بهتنهایی همۀ اختلافها را از میان نمیبرد و نباید آن را راهحل جادویی تمامی مسائل اجتماعی دانست. کارکرد اصلی آن فراهمکردن امکان فهم متقابل است. اینکه تفاوتهای دیگر، دستکم به دلیل ناتوانی در گفتوگو، به فاصلهای بزرگتر تبدیل نشوند.
زبان مشترک، نه به بهای فراموشی زبانهای محلی
دفاع از زبان رسمی و مشترک نباید به معنای کمارزش شمردن زبانهای مادری و گویشهای محلی باشد. این دو موضوع الزاماً در برابر یکدیگر قرار ندارند. فردی میتواند زبان مادری خود را دوست بدارد، آن را در خانه و جامعه محلی به کار ببرد و همزمان زبان مشترک کشور را نیز بیاموزد و برای ارتباط با دیگران از آن استفاده کند.
زبانهای محلی، ترانهها، روایتهای شفاهی، ضربالمثلها و نامهای بومی، بخشهایی از حافظۀ فرهنگی مردمند. از سوی دیگر، زبان مشترک امکان میدهد افراد با پیشینههای گوناگون در آموزش عمومی، فضای فرهنگی و گفتوگوی ملی مشارکت کنند. هدف بهتر آن است که مردم زبان بیشتری برای ارتباط داشته باشند، نه اینکه برای آموختن یک زبان، زبان دیگری را از دست بدهند.
یونسکو نیز در اسناد خود بر اهمیت آموزش به زبانی که دانشآموز آن را میفهمد و نیز بر پاسداشت تنوع زبانی تأکید کرده است. در مطلب یونسکو درباره زبانها و آموزش آمده است که تنوع زبانی و فرهنگی میتواند به ساختن جوامعی پایدارتر و تقویت احترام به تفاوتها کمک کند. این نگاه یادآوری میکند که زبان مشترک و احترام به زبانهای دیگر، دو هدف ناسازگار نیستند.
زبان مشترک در عمل؛ درس فیلم «باشو، غریبهای کوچک»
فیلم باشو، غریبهای کوچک ساختۀ بهرام بیضایی، تصویری ماندگار از دشواری ارتباط در میان تفاوتهای زبانی ارائه میکند. باشو، کودکی جنگزده از جنوب ایران، به شمال کشور میرسد؛ جایی که زبان گفتاری مردم برای او ناآشناست و او نیز در آغاز نمیتواند بهآسانی منظورش را به اطرافیان برساند.
در یکی از سکانسهای کلیدی، وقتی بچههای روستا او را کتک میزنند، باشو کتاب فارسی دبستان را برمیدارد و شروع میکند به خواندن:
«ایران سرزمین ماست. ما از یک آب و خاک هستیم. ما فرزندان ایران هستیم.»
با این کار، او نشان میدهد که زبان رسمی و مشترک را میفهمد و میخواند. همین لحظه، پل ارتباطی میان او و بچههای شمالی برقرار میشود و دیگران درمییابند که با وجود تفاوت زبان گفتاری، راهی برای فهم مشترک وجود دارد. این لحظه را میتوان نمادی از نیروی زبان مشترک دانست؛ زبانی که میتواند از مرزهای محلی عبور کند و زمینه آشنایی را فراهم آورد.
قدرت این صحنه در آن است که مسئله را با توضیحی نظری بیان نمیکند؛ آن را به تجربهای انسانی تبدیل میکند. پیش از آن، تفاوت زبان مانعی برای ارتباط است؛ اما متن آشنا و زبان مشترک کتاب دریچهای میگشاید تا آدمها چیزی مشترک میان خود پیدا کنند. زبان در اینجا تنها درس مدرسه نیست؛ وسیلهای است برای نزدیکشدن دو جهان ناآشنا.
زبان و حافظۀ تاریخی یک ملت
زبان، راهی است که از آن میتوان به اندیشه و تجربۀ نسلهای گذشته رسید. اگر نوشتهها، روایتها و آثار ادبی تنها در زمان پدیدآمدن خود فهمیده میشدند، هر نسل ناچار بود بسیاری از تجربههای پیشینیان را از نو کشف کند. زبان امکان میدهد اندیشهها ثبت شوند، بازخوانی شوند و در گفتوگوی نسلهای بعد ادامه پیدا کنند.
وقتی امروز شاهنامۀ فردوسی را میخوانیم، با جهانی از روایتهای تاریخی و اسطورهای روبهرو میشویم؛ با خواندن غزلهای حافظ یا حکایتهای سعدی نیز به شیوههایی از اندیشیدن دربارۀ انسان، اخلاق، عشق و جامعه نزدیک میشویم. این آثار فقط یادگارهایی در کتابخانه نیستند؛ تا زمانی که خوانده و تفسیر شوند در فرهنگ زنده حضور دارند.
البته زبان در طول قرنها تغییر میکند و فارسی امروز با فارسی سدههای گذشته یکسان نیست. همین تغییر طبیعی باعث میشود که آموزش، پژوهش، ترجمه و شرح متون کهن اهمیت داشته باشد. زبان مشترک زمانی به حافظۀ فرهنگی پیوندی نیرومند میزند که مردم بتوانند هم با شکل امروز آن زندگی کنند و هم راه دسترسی به آثار گذشته را بیاموزند.
زبانهای زنده با پیشینۀ مکتوب طولانی
گاهی میپرسیم کدام زبان جهان از همه قدیمیتر است. پاسخ دقیق به این پرسش ساده نیست؛ زیرا زبانها در یک روز مشخص به وجود نیامدهاند و شواهد مکتوب نیز تنها بخشی از تاریخ آنها را نشان میدهد. باید میان «قدمت یک زبان»، «قدمت قدیمیترین نوشتههای شناختهشده» و «تداوم یک سنت زبانی تا امروز» تفاوت گذاشت. همچنین زبانهای امروزی در طول زمان دگرگون شدهاند؛ هیچ زبان زندهای طی هزاران سال بدون تغییر نمانده است.
با این ملاحظه، چند نمونه از زبانهای زنده را میتوان با اشاره به شواهد تاریخی معرفی کرد:
| زبان | نمونه شواهد تاریخی | نکته مهم |
|---|---|---|
| یونانی | متون خط Linear B، از حدود ۱۴۵۰ تا ۱۲۰۰ پیش از میلاد | این اسناد زبان یونانیِ دوره میسنی را ثبت کردهاند؛ مرحلهای که از پیشینۀ تاریخی یونانی باستان به شمار میرود. منبع دانشگاه آکسفورد |
| چینی | کتیبههای استخوانی و لاکِ لاکپشتِ دورۀ شانگ، حدود اواخر هزارۀ دوم پیش از میلاد | این شواهد از کهنترین نمونههای نوشتار چینیاند؛ اما زبانهای چینی امروزی با گونههای تاریخی تفاوتهایی دارند. |
| تامیلی | کتیبههای تامیلیـبراهمی از حدود سدۀ سوم پیش از میلاد | تامیلی از زبانهای زنده با سنت ادبی و کتیبهای کهن است. اداره باستانشناسی تامیلنادو |
| فارسی | کتیبههای فارسی باستان، از دورۀ هخامنشی؛ از جمله کتیبۀ بیستون داریوش یکم | فارسی باستان، فارسی میانه و فارسی نو مراحل تاریخی مرتبطند، نه صورتهای بیتغییر یک زبان. دانشنامه ایرانیکا و مدخل کتیبه بیستون |
این نمونهها رتبهبندی قطعی «قدیمیترین زبانها» نیستند؛ بلکه نشان میدهند برخی زبانهایی که امروز نیز به کار میروند، پشتوانه مکتوبی چند هزارساله دارند. در مورد فارسی نیز بهتر است از تداوم تاریخی و پیوند میان مراحل گوناگون آن سخن بگوییم، نه از زبانی که در تمام این مدت بدون دگرگونی باقی مانده است.
وجود نوشتههای کهن بهتنهایی بقای یک زبان را تضمین نمیکند. تداوم زبان به عوامل بسیاری وابسته است: اینکه مردم آن را در زندگی روزمره به کار ببرند، کودکان آن را بیاموزند، آثار تازه در آن نوشته شود و بتواند نیازهای علمی، اجتماعی و فرهنگی زمانه را پاسخ دهد. میراث مکتوب زمانی زنده میماند که از کتابخانه بیرون بیاید و در زندگی مردم حضور داشته باشد.
زبان فارسی؛ سرمایۀ مشترک ایرانیان
در ایران، فارسی جایگاه زبان و خط رسمی و مشترک را دارد. اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران فارسی را زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران معرفی میکند و در همان اصل، استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانهها و تدریس ادبیات آنها در مدارس در کنار زبان فارسی مجاز دانسته شده است. بنابراین، در متن قانون نیز میتوان میان زبان مشترک کشور و امکان پاسداشت زبانهای محلی تمایز گذاشت.
فارسی از راه شعر، داستان، تاریخنگاری، دانش و گفتوگوی روزمره، بخشی از تجربۀ مشترک مردم ایران را منتقل کرده است. این میراث به یک شهر یا یک گروه محدود نیست؛ هرکس که فارسی را میآموزد و با آثار آن ارتباط برقرار میکند، میتواند در این گنجینه سهم داشته باشد. در عین حال، فرهنگ ایران از زبانها و سنتهای متنوعی شکل گرفته و شناخت این تنوع، تصویر کاملتری از جامعه به دست میدهد.
حفظ فارسی به معنای بستن درها به روی زبانهای دیگر یا جلوگیری از تغییر طبیعی زبان نیست. زبان زنده با زندگی مردم حرکت میکند، واژههای تازه میسازد و با دانش و فناوری همراه میشود. آنچه اهمیت دارد، این است که توانایی بیان روشن و دقیق را در آن تقویت کنیم، به ادبیاتش دسترسی داشته باشیم و آن را برای نسل بعد نیز خواندنی و کارآمد نگه داریم.
زبان مشترک، مسئولیتی مشترک
زبان مشترک راهی برای فهمیدن یکدیگر است؛ میراث زبانی نیز راهی برای فهمیدن کسانی که پیش از ما زیستهاند. این دو نقش به هم پیوند خوردهاند: هرچه زبان در آموزش، نوشتار، رسانه و زندگی روزمره توانمندتر و روشنتر به کار رود، امکان انتقال تجربه و دانش نیز بیشتر میشود.
پس مراقبت از زبان فارسی نه با تحقیر زبانهای دیگر معنا پیدا میکند و نه با تصور اینکه زبان باید از هر تغییر طبیعی دور بماند. این مراقبت در خواندن و نوشتن، آموختن واژهها، تولید دانش، توجه به ادبیات و فراهمکردن امکان گفتوگو میان مردم جلوه میکند. زبان مشترک زمانی سرمایهای واقعی است که مردم با آن یکدیگر را بهتر بفهمند و میراث آن زمانی زنده میماند که هر نسل، چیزی به آن بیفزاید و آن را به نسل بعد بسپارد.
و در پایان میتوان گفت:
پستهای مرتبط
7 آبان 1405
گذاشتن یا گزاردن؟ گذار یا گزار؟ بذار یا بزار؟
گذاشتن یا گزاردن؟ «گذار» یا «گزار»؟ «بذار» یا «بزار»؟ گذاشتن یا گزاردن، گذار یا گزار و بذار یا بزار از پرسشهای همیشگی درستنویسی فارسی هستند. خیلیها «گزاشتن» مینویسند، در حالی که این شکل املای د...
15 شهریور 1405
گرگ باراندیده یا گرگ بالاندیده؟
گرگ باراندیده یا گرگ بالاندیده؟ این روزها در شبکههای اجتماعی ادیب-بلاگرهایی دیده میشوند که فرمول ثابتی برای تولید محتوا دارند: یک واژه یا ضربالمثل را انتخاب و اعلام میکنند که «همۀ این سالها ا...
7 شهریور 1405
استوره یا اسطوره
استوره یا اسطوره، کدام درست است؟ «اسطوره» در فارسی واژهای دخیل از عربی است و صورت عربی آن «أُسطورة» است. در منابع ریشهشناختی، برای واژهٔ عربی نیز ارتباط با واژههای یونانی مطرح شدهاست؛ بنابراین ای...
23 مرداد 1405
مرداد یا امرداد؟
مرداد یا امرداد، کدام درست است؟ دکتر محمدجعفر محجوب (۱۳۰۳–۱۳۷۴)، ادیب، پژوهشگر، استاد دانشگاه و از برجستهترین مصححان و تاریخپژوهان ادبیات فارسی است؛ چهرهای که عمر خود را صرف شناخت و شناساندن میراث...
6 مرداد 1405
شعرخوانیهای اشتباه مهران مدیری
شعرخوانیهای اشتباه مهران مدیری مهران مدیری که تمام خیام، بخش عمدهای از حافظ و سعدی، تمام لورکا، دوسوم آثار شاملو و کل هملت را حفظ است، در پشت صحنۀ یکی از فیلمها به انتخاب خود بیتی از مولانا را اش...
2 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
عالی بود. ممنونم از مطلب خوبتون.
خدا رو شکر که براتون مفید بود