که گردون نگردد بهجز بر بهی به ما بازگردد کلاه مهی
فردوسی
فردوسی در شاهنامه در بخش ضحاک، کاوهٔ آهنگر و درفش کاویانی و ساخته شدن گرز گاوسر این بیت رو آورده و داره امید میده که کلاه مهی به ما بازگردد.
فریدون که تصمیم میگیره بره به جنگ ضحاک، با مادرش خداحافظی میکنه و ازش میخواد که براش دعا کنه. و بعدش این ابیات رو فردوسی سروده:
فریدون سبک ساز رفتن گرفت سخن را ز هر کس نهفتن گرفت
برادر دو بودش دو فرخ همال ازو هر دو آزاده مهتر به سالپ
یکی بود ازیشان کیانوش نام دگر نام پرمایهٔ شادکام
فریدون بریشان زبان برگشاد که خرم زیید ای دلیران و شاد
که گردون نگردد به جز بر بهی به ما بازگردد کلاه مهی
بیارید داننده آهنگران یکی گرز فرمود باید گران
چو بگشاد لب هر دو بشتافتند به بازار آهنگران تاختند
هر آن کس کز آن پیشه بُد نامجوی به سوی فریدون نهادند روی
مِهی در لغت به معنی بزرگی و سروری و عظمته و در مقابل کِهی به معنای کوچکی و خُردیه.
در ادبیات فارسی نمونه از این استفاده زیاده و بعضاً هم ای دو کلمه یعنی مهی و کهی رو با هم میارن و تضاد میسازن. یک نمونه از کلاه مهی در این بیت سعدی از بوستان اومده:
که من فر فرماندهی داشتم به سر بر کلاه مهی داشتم
پستهای مرتبط
13 شهریور 1405
پشت بر معرکۀ جنگ نمیگرداند
هر که بر رو چو سپر زخم تواند برداشت پشت بر معرکۀ جنگ نمیگرداند این بیت از سالک قزوینی و یک بیت از غزلی از وی است که در پایان متن، این غزل رو به صورت کامل...
9 شهریور 1405
نماند ناز شیرین بی خریدار
نماند ناز شیرین بی خریدار اگر خسرو نباشد کوهکن هست تحلیل و بررسی بیت ماندگار حاجت شیرازی بیت مشهور «نماند ناز شیرین بی خریدار / اگر خسرو نباشد، کوهکن هست» از آقا یادگار شیرازی، متخلص...
22 تیر 1405
دلم زنده به عشق است
من نیز چو خورشید دلم زنده به عشق است راه دل خود را نتوانم که نپویم فریدون مشیری
1 دیدگاه
به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.
یه روزی کلاه مهی داشتیم، به امید اینکه دوباره بازگردد کلاه مهی