عشق در اندیشه افلاطون، صرفاً احساسی عاطفی یا کششی میان دو انسان نیست؛ بلکه نیرویی است که انسان را از دلبستگی به زیباییهای محسوس، به سوی ادراک زیبایی مطلق و حقیقت رهنمون میشود. افلاطون در کتاب «ضیافت»، از خلال گفتوگوهای شخصیتهای مختلف، مراتب گوناگون عشق را ترسیم میکند؛ از شیفتگی به زیبایی جسمانی تا عشق به جان، دانش، فضیلت و در نهایت، شهود «صورتِ زیبایی» که سرچشمه همه زیباییهاست. در این نشست، با نگاهی به مهمترین بخشهای کتاب ضیافت، مسیر صعود عشق در فلسفه افلاطون، نسبت آن با معرفت، اخلاق و کمال انسانی، و تأثیر این اندیشه بر سنت فلسفی و ادبی پس از او بررسی خواهد شد. این جلسه فرصتی است برای آشنایی با یکی از ماندگارترین تفسیرهای عشق در تاریخ فلسفه.
پستهای مرتبط
24 تیر 1405
جلسۀ آنلاین نوخسروانی چیست؟
نوخسروانی یکی از قالبهای نوآورانه شعر معاصر فارسی است که با الهام از «خسروانی»های کهن و با نگاهی امروزی به زبان و موسیقی شعر شکل گرفته است. این قالب میکوشد ضمن حفظ ایجاز، آهنگ و استحکام شعر فارسی، ...
